تاريخ بوضوح روشنگر اين حقيقت است كه كسب معرف الهي و دريافت توحيد اصيل، صرفاً مبتني بر تحصيل علوم و فنون ظاهري نبوده و آنچه كه چشمههاي علم و معرفت را از قلب آدمي جاري ميسازد تزكيه، تهذيب و طهارت باطن و تحمل محروميتها و شدايد و سختيهاست. حضرت استاد قمري نيز كه در اين باب به پيامبران و اولياي كمل (عليهم السلام) تأسي جستهاند، اگر چه در طي عمر گرانبهاي خويش مدت بسيار كوتاهي را به تحصيل پرداختند، اما در سايه مجاهدت نفس و تصفيه دل اما سويالله، چشمههاي بصيرت و معرفت از قلب نورانيشان جوشيدن گرفته است. پس از چندين سال زندگي پرفراز و نشيب در برخي از روستاهاي حومه تهران، خانواده جناب استاد هجرتي ديگر از سر گرفته، به شهرري مهاجرت نمودند. حضرت استاد در حدود سن 11سالگي در مكتابخانه رضويه شهرري مشغول تحصيل علم و دانش گرديدند. ايشان كه قريب 6ماه در اين مدرسه به فراگيري علوم ديني و رسمي اشتغال داشتند، بواسطه هوش و ذكاوت فوقالعاده خويش سه كلاس را در اين مدت كوتاه پشتسر نهادند. اين نوجوان با شور و شوق بسيار، همزمان با تحصيل در نمازخانه مدرسه رضويه كه نماز آن به امامت يكي از شخصيتهاي برجسته مذهبي شهرري اقامه ميگشت، مؤذن بودند. ذكاوت و ادب و اخلاق نيك استاد باعث گرديد تا به عنوان مبصر كلاس انتخاب شوند. افزون بر شيفتگي و علاقهمندي بسيار ايشان به علمآموزي، كسب نمرات عالي و اخذ رتبههاي بالاي درسي، همواره موجب غبطه سايرين به ايشان بوده است. لذا از استاد به عنوان شاگردي نمونه و ممتاز ياد مينمودند. حضرت استاد در اين مدرسه 5 تا 10ريال شهريه پرداخت ميكردند. البته اگر گاهي شهريه درسيشان به تأخير ميافتاد، بواسطه درس خوب و اخلاق پسنديدهشان اشكالي نميگرفتند. اما پس از گذشت شش ماه سلوك علمي به دليل فقر، شهريه چهار ماهشان به تأخير افتاده، در نهايت از آمدن به مدرسه ممنوع شده و از درس خواندن محروم گرديدند. اين واقعه سبب گشت تا روح لطيف و باصفاي اين نوجوان آزرده شود و آتش غم و حسرت به خاطر عدم استطاعت مالي در تحصيل علم و دانش، شعله درونش را مشتعلتر نمايد و ديدگان كوچكش به اشك حزن، تر شود. ولي تقدير چيزي ديگر بود و او ميبايست علمي ديگر را بياموزد و در كلاسي ديگر شاگردي نمايد. اگر چه جناب استاد پس از اين واقعه اسفناك به كار و كسب به منظور كمك نمودن به خانواده خويش مشغول شدند، ولي هيچگاه آتش عشق و محبت، نسبت به تحصيل دانش در ايشان به خاموشي نگراييد. نكته جالب و خواندني در اينباره آنست كه وقتي استاد دستشان از كسب دانش و تحصيل علم كوتاه شد، تصميم گرفتند كه از آن پس، تا جايي كه ميتوانند با دانشآموزان برخوردي نداشته باشند. به اين نيت كه چون آنها در مسير علم قرار دارند، ممكن است تماسشان با او موجب افت تحصيلي و علمي آنها گردد.
برگرفته از كتاب سجده رمز خلاقيت عشق (نويسنده: علي نعيمالدّين خاني)
| <- ابتدا <- قبلی 1 بعدی -> انتها -> |